واژه جو

کبود غدیر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبود غدیر. [ ک َ غ َ ] (اِ مرکب ) آبگیر کبودرنگ . ◄ کنایه از آسمان است . (مجموعه ٔ مترادفات ص ١١). کبود حصار. کبود طشت : ز مهر زورق سیمین ماه بر خورشید هزار چشمه ٔسیماب از این کبود غدیر. سعدی (از مجموعه ٔ مترادفات ). و رجوع به کبود طشت و کبود تشت شود.

معنی کبود غدیر | واژه جو