واژه جو

کبود طشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کبود طشت . [ ک َ طَ ] (اِ مرکب ) تشت کبود. ◄ کنایه از آسمان است . (ناظم الاطباء) (مجموعه ٔ مترادفات ). کنایه از آسمان باشد. (آنندراج ) (از برهان ). رجوع به کبود طست و کبود تشت شود.

معنی کبود طشت | واژه جو