کر کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کر کشیدن . [ ک ُ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) یک کر آب را بر زمین نجس شده ریختن و تطهیر کردن آن را. شستن جایی با کرهای آب چون صحن مسجدی یا زمین زیارتگاهی . (یادداشت مؤلف ). ◄ با بول خود تر کردن جامه ٔ کسی را. بمزاح گویند: بچه، مرا کر کشید؛ یعنی جامه های مرا به شاش آلود. (یادداشت مؤلف ).