کرخ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کِ رِ) (ص.) کِرِخت، بی حس، سُست.واژه قبلی: کرجیواژه بعدی: کرد