کردنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ) (ص.) ۱- ابله، احمق. ۲- بد - هیکل، بداندام.واژه قبلی: کردنواژه بعدی: کرده