کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دَ) (مص م.) ۱- انجام دادن، به جا آوردن. ۲- ساختن، بنا کردن. ۳- آماده کردن.مترادفها و واژههای مرتبطاجرا کردن، انجامدادن، عمل کردنساختنادا کردن، بهجایآوردن، گزاردنواژه قبلی: کردرواژه بعدی: کردنگ