کردگاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کردگاری .[ ک ِ دْ / دِ ] (ص نسبی ) ایزدی . خدایی : ای میر مصطفی را گفتند کافران بد با آن همه نبوت وآن فر کردگاری . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کردگاری .[ ک ِ دْ / دِ ] (ص نسبی ) ایزدی . خدایی : ای میر مصطفی را گفتند کافران بد با آن همه نبوت وآن فر کردگاری . منوچهری .