کردگاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کردگاز. [ ک ِ دِ ] (اِخ ) بمعنی کردگار است که نام خدای تعالی باشد. (برهان ). باریتعالی . (آنندراج ). رجوع به کردگار شود. ◄ (ق ) دانسته . عمداً. (برهان ) (آنندراج ). مصحف کردگار. رجوع به کردگار شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کردگاز. [ ک ِ دِ ] (اِخ ) بمعنی کردگار است که نام خدای تعالی باشد. (برهان ). باریتعالی . (آنندراج ). رجوع به کردگار شود. ◄ (ق ) دانسته . عمداً. (برهان ) (آنندراج ). مصحف کردگار. رجوع به کردگار شود.