کردگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کردگی . [ ک َ دَ/ دِ ] (حامص ) عاملیت . فاعلیت . کنندگی : ز گردش شود کردگی آشکار نشان است پس کرده بر کردگار. اسدی (گرشاسبنامه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کردگی . [ ک َ دَ/ دِ ] (حامص ) عاملیت . فاعلیت . کنندگی : ز گردش شود کردگی آشکار نشان است پس کرده بر کردگار. اسدی (گرشاسبنامه ).