کردگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کردگر. [ ک َ گ َ ] (اِ مرکب ) آلتی است آهنین با زنجیری و دسته که زارعین بدان مرزهای کرد را راست کنند. (یادداشت مؤلف ).
کردگر. [ ک َ گ َ ] (ص مرکب ) عامل . فاعل . (ناظم الاطباء) (فهرست شاهنامه ٔ ولف ). مؤثر. (ناظم الاطباء). - کردگرنزدیک ؛ عامل بلاواسطه . (ناظم الاطباء). ◄ (اِخ ) خدا. ایزد. کردگار : نخست آفرین کرد بر کردگر کز او دید نیرو و بخت و هنر. فردوسی .