کریزگه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کریزگه . [ ک ُ گ َه ْ] (اِ مرکب ) کریزگاه . کریزجای . جای مخصوص نگاهداری باز در حال تولک کردن . (یادداشت مؤلف ) : افریقیه صطبل ستوران بارگیر عموریه کریزگه باز و بازدار. منوچهری . رجوع به کریزگاه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کریزگه . [ ک ُ گ َه ْ] (اِ مرکب ) کریزگاه . کریزجای . جای مخصوص نگاهداری باز در حال تولک کردن . (یادداشت مؤلف ) : افریقیه صطبل ستوران بارگیر عموریه کریزگه باز و بازدار. منوچهری . رجوع به کریزگاه شود.