واژه جو

کزدیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کزدیدن . [ ک َ دی دَ ] (مص )پیراستن باشد که بریدن شاخه های زیادتی درخت است . (برهان ) (آنندراج ). پیراستن درخت و تراش دادن و تراشیدن و آراستن . ◄ جلا دادن . (ناظم الاطباء).

معنی کزدیدن | واژه جو