واژه جو

کسایی | دیوان اشعار | در نقاشی و شاعری…

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر چند در صناعت نقش و علوم شعر جز مر تو را روا نبود سرفراشتن اوصاف خویشتن نتوانی به شعر گفت تمثال خویشتن نتوانی نگاشتن

معنی کسایی | دیوان اشعار | در نقاشی و شاعری… | واژه جو