کسایی | دیوان اشعار | پیری و پشیمانی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جوانی رفت و پنداری بخواهد کرد بدرودم بخواهم سوختن دانم که هم اینجا بپرهودم به مدحت کردن مخلوق، روح خویش بشخودم نکوهش را سزاوارم که جز مخلوق نستودم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
جوانی رفت و پنداری بخواهد کرد بدرودم بخواهم سوختن دانم که هم اینجا بپرهودم به مدحت کردن مخلوق، روح خویش بشخودم نکوهش را سزاوارم که جز مخلوق نستودم