کشامن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کِ مَ)(ص.) (عا.) جنس کشیدنی، وزن کردنی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کِ مَ)(ص.) (عا.) جنس کشیدنی، وزن کردنی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشامن . [ ک َ / ک ِ م َ ] (ص مرکب ) جنس کشیدنی . وزن کردنی . (فرهنگ فارسی معین ). کش منی : پرسید که چه نانی به او بدهد، دوآتشه یا کشامن . (شوهر آهو خانم، از فرهنگ فارسی معین ).