کشته
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(کِ تِ) ۱- (ص مف.) کاشته شده، زراعت شده. ۲- (اِ.) آلو، زردآلو، امرود، شفتالو.
(کُ تِ یا تَ) (ص مف.) ۱- مقتول، هلاک شده. ۲- مهرهای که بر اثر ضربت طرف موقتاً از بازی خارج شده (نرد).
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(کِ تِ) ۱- (ص مف.) کاشته شده، زراعت شده. ۲- (اِ.) آلو، زردآلو، امرود، شفتالو.
(کُ تِ یا تَ) (ص مف.) ۱- مقتول، هلاک شده. ۲- مهرهای که بر اثر ضربت طرف موقتاً از بازی خارج شده (نرد).