واژه جو

کشتی شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کشتی شدن . [ ک َ / ک ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از شناور شدن و شناوری کردن . (از برهان ) (از آنندراج ) (انجمن آرا). ◄ کنایه از شنا کردن و دست و پا زدن در آب . (از فرهنگ رشیدی ).

معنی کشتی شدن | واژه جو