کشت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) (اِ.) درخت گز.(کِ) ۱- (مص م.) کاشت، کاشتن. ۲- (ص مف.) زراعت، شخم.(کُ) (مص مر.) کشتن، قتل.مترادفها و واژههای مرتبطحراثت، حرث، زراعت، زرع، کاشت، کشاورزیکاشتهکشتن، کاشتنواژه قبلی: کشاکشواژه بعدی: کشت زار