کشش کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) (مص م.) پیکار کردن، نبرد کردن.واژه قبلی: کششواژه بعدی: کشف