کشش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کُ ش) (اِمص.) کشتن، قتل.(کِ ش) (حامص.) ۱- جاذبه. ۲- ناز و کرشمه.مترادفها و واژههای مرتبطامتداد، جاذبه، جذب، ربایش، مدواژه قبلی: کشخورواژه بعدی: کشش کردن