کشمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کشمان . [ ک ِ ] (اِ مرکب ) زمین کشت زراعت کرده شده را گویند. (برهان ) (آنندراج ). در حاشیه ٔ برهان آمده است : این کلمه مخفف کشتمان است مرکب از کشت (کاشتن ) + مان (پسوند اتصاف ) کشتمند : از حبوبات در همه کشمان نیست چندانکه درکشند بفخ . نزاری قهستانی (از رشیدی ). النقوع ؛ گوآب در کشمان . (مهذب الاسماء).