کلات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ) [ طبر. ] (اِ.) قلعه یا ده بزرگی که بر سر کوه و یا پشتة بلندی ساخته باشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ) [ طبر. ] (اِ.) قلعه یا ده بزرگی که بر سر کوه و یا پشته بلندی ساخته باشند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلات . [ ک َ ] (اِخ ) در سابق معروف به کلات نادری و یکی از استحکامات نادرشاه افشارو از مستحکمترین قلاع شمال خاوری در مرز ایران محسوب میشده است . فعلا نام یکی از بخشهای پنچگانه ٔ شهرستان دره گز است . از طرف شمال به مرز ایران و شوروی و ازخاور به بخش سرخس و از جنوب به کوه آلاداغ هزارمسجد و بخش حومه ٔ شهرستان مشهد و از باختر به بخش لطف آبادمحدود است . بواسطه ٔ کوهستانی بودن کلیه مناطق بخش، آب و هوای سردسیر محسوب است و بواسطه ٔ کثرت برف در بیشتر راههای آن در زمستان عبور و مرور قطع می شود. آب مزروعی قراء از چشمه سارها و رودخانه که عموماً شیرین و گوارا هستند، تأمین میشود، محصول عمده ٔ آن غلات، انواع میوه و تولیدات دامی آنجا براثر بسیاری گوسفندان فراوان است و پوست آنها به قیمت گران به فروش میرسد. بخش کلات از ٩٣ آبادی تشکیل شده و در حدود ١٥١٨٣ تن جمعیت دارد. کلات تا سال ١٣٢٩ جزء شهرستان مشهد بود و از آن تاریخ به بعد از مشهد منتزع و تابع شهرستان درگز شده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
کلات . [ ] (اِخ ) قریه ای است دوفرسنگی جنوب بیدشهر. (فارسنامه ٔ ناصری ).
کلات . [ ک َ ] (اِخ ) قریه ای است پنج فرسنگی پیشتر مغرب کاکی . (فارسنامه ٔ ناصری ).