کلنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلنی . [ ک ُ ل ُ ] (فرانسوی، اِ) سرزمینی که گروهی از جای دیگر بدانجا کوچ کنند. مهاجرنشین . مستعمره . (فرهنگ فارسی معین ).
کلنی . [ ک ُ ل ُن ْی ْ ] (اِخ ) رجوع به کلن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلنی . [ ک ُ ل ُ ] (فرانسوی، اِ) سرزمینی که گروهی از جای دیگر بدانجا کوچ کنند. مهاجرنشین . مستعمره . (فرهنگ فارسی معین ).
کلنی . [ ک ُ ل ُن ْی ْ ] (اِخ ) رجوع به کلن شود.