کلیاوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ وَ یا وِ) (ص.) کالیوه:<BR>۱- نادان، احمق.<BR>۲- سرگشته، گیج.<BR>۳- کسی که گوشش نشنود، کر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ وَ یا وِ) (ص.) کالیوه: ۱- نادان، احمق. ۲- سرگشته، گیج. ۳- کسی که گوشش نشنود، کر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلیاوه . [ ک َل ْ وَ / وِ ] (ص ) کالیوه . (فرهنگ رشیدی ).مقلوب کالیوه . (انجمن آرا). کالیوه . نادان . احمق . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ سرگشته . گیج . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلیاوه کردن شود. ◄ کر را گویند یعنی کسی که گوش او نشنود و به عربی اصم خوانند. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).