کلیدداری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلیدداری . [ ک ِ ] (حامص مرکب ) شغل و عمل کلیددار. (فرهنگ فارسی معین ):و کلیدداری ضریح مبارک نیز به او تعلق داشت . (عالم آرا، از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلیددار شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کلیدداری . [ ک ِ ] (حامص مرکب ) شغل و عمل کلیددار. (فرهنگ فارسی معین ):و کلیدداری ضریح مبارک نیز به او تعلق داشت . (عالم آرا، از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلیددار شود.