واژه‌جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۲۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

می‌ده که دل ریش مرا مرهم اوست سودازدگان عشق را همدم اوست پیش دل من خاک یکی جرعه بهست از چرخ که کاسه سر عالم اوست

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۲۲ | واژه‌جو