واژه‌جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۲۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بی‌عیش و طرب دمی چو برنارد دوست ناچار زهر غمی بیازارد دوست گر زانکه غمی برویش آمد چه عجب؟ غم نیز چو من روی نکو دار دوست

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۱۲۳ | واژه‌جو