واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دردیست اجل که نیست درمان او را بر شاه و وزیر هست فرمان او را شاهی که بحکم دوش کرمان می‌خورد امروز همی خورند کرمان او را

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۲ | واژه جو