واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۲۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

اشکم ز تو در خون جگر می‌غلتد پیش در تو بخاک در می‌غلتد در آرزوی خاک در تو همه شب از چهره من بر سر زر می‌غلتد

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۲۰ | واژه جو