کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۲۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گل راز طرب همه دهان میخندد گویی ز برای چه چنان میخندد؟ آری همه کار کش ببرگست ز زر زان خفت ستان و بر جهان میخندد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گل راز طرب همه دهان میخندد گویی ز برای چه چنان میخندد؟ آری همه کار کش ببرگست ز زر زان خفت ستان و بر جهان میخندد