واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۲۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون دید بر آورده غم از جانم گرد بی‌فایده بسیار پشیمانی خورد بگذشت و همی گریست، می‌گفت بدرد خوی بد من کار چنین داند کرد

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۲۲۸ | واژه جو