واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۳۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چون دید فسرده بر رخم ده تو اشک کرد از رخ من باستین یکسو اشک شمعم که مرا بریش خند آن دلبند سر می‌برد و می‌سترد از رواشک

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۳۵ | واژه جو