واژه جو

کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۳۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای دانه دل نهاده در خوشه اشک در راه غمت شد سپری توشه اشک وین چشم که بار داشت از قطره اشک بر بوی تو بفکند جگر گوشه اشک

معنی کمال‌الدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۵۳۶ | واژه جو