کمالالدین اسماعیل | رباعیات | شماره ۸۲۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
یار آمد دوش و کردمش مهمانی هر چش گفتم نکرد نافرمانی میخورد و بخفت مست و در دربستم وانگه با او چه کرده باشم دانی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
یار آمد دوش و کردمش مهمانی هر چش گفتم نکرد نافرمانی میخورد و بخفت مست و در دربستم وانگه با او چه کرده باشم دانی