کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۱۴۲ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صاحبا عمریست تا از عدل تو عالمی در انتهاز فرصهاند تا نظر در کار آنها افگنی کز تظلم رافع این قصهاند لعبها بینند در شطرنج ملک آنکه ساکن بر کنار عرصهاند میکنند از غصه افغان بر درت در دل آن قومی که صاحب حصهاند وین عجب نبود که خود صاحبدلان هر کجا هستند اسیر غصهاند