کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۲۲ - ایضا له
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در جستن رضای تو عمری بقدر وسع بردم بکار هر چه توانستم از حیل مقدور آدمی دل و تن باشد و زبان کردم برای خدمت تو هر سه مبتدل تن خدمت تو کرد و زبان مدحت تو گفت دل در خلوص معتقدی داشت بیخلل چون بعد از این همه ز تو اینست حاصلم معلوم شد مرا که جز اینست بر عمل