کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۲۳ - ایضا له
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هیچ حاصل ز فضل و دانش نیست اندرین روزگار بیحاصل کلک را گو برو به اب سیاه تو و آن کو به فضل شد مایل گر شود تیر جعبه مریخ تیر چرخ آن زمان شود مقبل ز احتراق و رجوع باز رهد ور بر مشتری کند منزل دست در نیزه زن که در این دور نیست بینیزه رونق عامل