کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۳۴۳ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صاحبا عدت قیامت را از من ممتحن چه میخواهی؟ هر کس از گونه یی همی گوید تو بگو خویشتن چه میخواهی؟ هر زمانی عتابی آغازی معنی این سخن چه میخواهی؟ کردی از پای من برون شلوار بدرم پیرهن، چه میخواهی؟ میکنی تو ز پیش دفع سؤال ورنه زین مکروفن چه میخواهی؟ من نمیخواهم از تو هیچ، برو ای مسلمان ز من چه میخواهی؟