کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۸۰ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر آن سعادت کاندر ضمیر افلاکست نثار حضرت عالی مجد دینی باد بزرگ و سرور و مخدوم و منعم و سید که هم کریم نهادست و هم کریم نژاد زنور نسبت او نقش مهر برخواند بروز ابر و شب تیره کور مادر زاد دعا و خدمت خادم قبول فرماید گهی ز جستن برق و گهی ز جستن باد لواعج شعف من بدان خجسته لقا از آن گذشت که در نامه شرح شاید داد غم فراقت ارچند میخورم پیوست به انتظام آموزش همیشه هستم شاد دمی ز ذکر معالی او نیم خالی ندانم او ز من خسته هیچ آرد یاد ز دست هجر بجان آمدم، طریق وصال خدای عزوجل عن قریب سهل کناد