کمان پوشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمان پوشیدن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب )مجهز شدن به کمان . (فرهنگ فارسی معین ) : به قصد کیست که آراست ابروی خود را به رنگ وسمه دل افروز من کمان پوشید. مفید بلخی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمان پوشیدن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب )مجهز شدن به کمان . (فرهنگ فارسی معین ) : به قصد کیست که آراست ابروی خود را به رنگ وسمه دل افروز من کمان پوشید. مفید بلخی (از آنندراج ).