کمر شکستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمر شکستن . [ ک َ م َ ش ِ ک َت َ ] (مص مرکب ) مغلوب شدن . تاب و توانایی را از دست دادن . طاقت تحمل را از دست دادن . ◄ مغلوب کردن . تاب و توان کسی را از بین بردن : لطفت کمر عتاب بشکست در پای فلک شباب بشکست . ملاقاسم مشهدی (آنندراج ).