کمپرس کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمپرس کردن . [ ک ُ رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (دراصطلاح مکانیکی ) وقتی کمپرسور موتور بیش از حد لزوم فعالیت کند، می گویند کمپرس می کند (و این از عیوب موتور است ) (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمپرس شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمپرس کردن . [ ک ُ رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) (دراصطلاح مکانیکی ) وقتی کمپرسور موتور بیش از حد لزوم فعالیت کند، می گویند کمپرس می کند (و این از عیوب موتور است ) (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمپرس شود.