کمپرسور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ رِ سُّ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- دستگاهی است در موتور اتومبیل که گاز بنزین را پس از فشردن برای احتراق آماده میکند.<BR>۲- دستگاهی که گازها یا بخارها از جمله هوا را متراکم سازد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ رِ سُّ) [ فر. ] (اِ.) ۱- دستگاهی است در موتور اتومبیل که گاز بنزین را پس از فشردن برای احتراق آماده میکند. ۲- دستگاهی که گازها یا بخارها از جمله هوا را متراکم سازد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمپرسور. [ ک ُ رِ سُو ] (فرانسوی / انگلیسی، اِ) دستگاهی است در موتور اتومبیل که گاز بنزین را پس از فشردن برای احتراق آماده می کند. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ در ماشینهای دیزل مخزنی است که هوای موتور را در خود حبس کند تا برای استفاده ٔ ترمزها و قسمتهای دیگر به کار رود. (فرهنگ فارسی معین ). - سوپاپ کمپرسور ؛ دریچه ٔ اطمینانی است که روی مخزن کمپرسور نصب کنند تا مازاد گاز کمپرسور را در موقع لزوم خارج کند. (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ طیفی واژهدان
لهکننده، متراکمکننده، جمعکننده، منقبضکننده، دستگاه پرس دستگاه آبمیوهگیری، چرخ، افشرنده، پالاینده، عصارهگیری کامیون کمپرسی چگالنده، کندانسور، مبرد، سردکننده وردنه، غلتک، صافکن، صافکننده کمپرس آب گرم، پوشش طبی کمربند گن، کرست، لباس زیر وسیله شکنجه خشککننده غلتبان