کند کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دندان چیزیرا کشیدن، ازپهنا استفاده کردن، ازکار انداختن
ازسرعت کاستن، سست کردن، ترمز کردن بهتعویق انداختن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دندان چیزیرا کشیدن، ازپهنا استفاده کردن، ازکار انداختن
ازسرعت کاستن، سست کردن، ترمز کردن بهتعویق انداختن