کندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانتکهتکه کردن، جدا کردن پوست کندن، پوست کردن، برهنه کردن بهزور گرفتن آسیب زدنمترادفها و واژههای مرتبطحفاری، حفر، گود کردنحکاکیبریدن، جدا کردن، قطع کردنواژه قبلی: کند کردنواژه بعدی: کندن لباس