کنسل
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(کَ س) [ انگ. ] (اِ.) لغو، فسخ.
(کُ سُ) [ فر. ] (اِ.) ۱- پیش آمدگی بنا به داخل پیاده رو، تیری که یک سر آن درگیر و سر دیگر آن آزاد باشد. ۲- میزی کم عرض در کنار دیوار و چسبیده به آن که معمولاً آیینهای بر روی آن یا دیوار مقابل آن قرار دارد. ۳- قسمتی از جلو داشبورد ماشین در فاصله بین دو صندلی.