کنسول/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کُ) [ فر. ] (اِ.) نماینده سیاسی یک دولت در کشوری بیگانه.واژه قبلی: کنسلواژه بعدی: کنسول گری