کنگر
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(کِ گِ) (اِ.) = کنگری. کنگره: سازی است که در هندوستان متداول است و آن مرکب است از چوبی بلند که بر آن دو تار بستهاست و بر هر طرف چوب کدویی نصب شده.
(کُ گُ) ۱- (اِ.) قسمی گدا که شاخی و شانه گوسفندی به دست گیرد و بر در خانهها و دکانهای مردم آید و آن شاخ را بر آن شانه مالد تا از آن صدای غرغری پدید آید و بدین وسیله چیزی طلبد. اگر احیاناً در دادن پول اهمال کنند وی کاردی بر اعضای خویش زند و خود را مجروح سازد و یا کارد را به دست فرزند خود دهد تا وی این کار را بکند؛ شاخ شانه کش. ۲- (ص.) مجازاً: بی حیا، شطاح.
(کَ گَ) (اِ.) گیاهی است خاردار با برگهای بریده و ساقه سفید، کوتاه و ستبر که پخته آن را میخورند.