کنیزک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ زَ) (اِمصغ.) ۱- دخترک. ۲- پرستار زن خرد. ۳- دخترک یا زنکی که بَرده باشد.واژه قبلی: کنیزواژه بعدی: کنیس