کهار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهار. [ ک َ ] (اِخ ) قومی از هنود که پالکی یا تخت و امثال آن را بردارد، و فارسیان به تشدید استعمال نمایند. (آنندراج ) : تا کرده رو بر پالکی کرده ست جا در پالکی بنشسته چون در پالکی نه چرخ کهار آمده . ملاطغرا (از آنندراج ).
کهار. [ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از همدستان افراسیاب . (از فهرست ولف ) : کهار کهانی سوار دلیر دگر چنگش آن نامبردار شیر. فردوسی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه